دولت لبنان به رهبری ژوزف عون و نواف سلام میکوشد این کشور را از پیامدهای جنگی فاجعهبار که حزبالله، با پشتیبانی و هدایت جمهوری اسلامی ایران، لبنان را در آن گرفتار کرده است، نجات دهد. این جنگ ویرانگر نه خواست ملت لبنان بود و نه به اراده و در راستای منافع ملی این کشور آغاز شد. بلکه حزبالله در چارچوب محاسبات راهبردی تهران و بر اساس زمانبندی موردنظر حاکمان جمهوری اسلامی ایران، زمان، چگونگی و ابعاد آن را رقم زد.
پس از امضای توافق آتشبس میان لبنان و اسرائیل با میانجیگری آمریکا، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، با این توافق به مخالفت برخاست. گویی لبنان در موقعیتی قرار دارد که بتواند میان پذیرش یا رد چنین توافقی آزادانه تصمیم بگیرد. این موضعگیری در حالی اتخاذ شد که لبنان تازه از جنگی ویرانگر و نابرابر بیرون آمده است که بهای سنگین آن را مردم لبنان، بهویژه ساکنان جنوب کشور پرداختند. با این حال، حزبالله نه از ابعاد فاجعهبار این جنگ درس گرفته و نه حاضر است مسئولیت پیامدهای آن را بپذیرد.
این نهایت گستاخی است که حزبالله پس از همه خسارتهایی که به لبنان تحمیل کرد، باز هم خود را صاحب اختیار تعیین سرنوشت کشور بداند. آن هم پس از آنکه لبنان به دلیل ماجراجوییهای نسنجیده و نامتوازن این گروه در برابر اسرائیل، بهای سنگینی پرداخت. پیش از سال ۲۰۲۳، اسرائیل هیچ بخشی از خاک لبنان را در اشغال نداشت، اما سیاستهای تهدیدآمیز حزبالله لبنان را وارد جنگی کرد که هزینههای انسانی، اقتصادی و سیاسی گستردهای بر این کشور تحمیل کرد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
حزبالله با تکیه بر محاسبات جمهوری اسلامی ایران، لبنان را وارد جنگی کرد که آن را «حمایت از غزه» مینامید، اما واکنش اسرائیل به این اقدام، به اشغال پنج نقطه در جنوب لبنان انجامید. در سال ۲۰۲۴، دامنه اشغال اسرائیل گسترش یافت و تا سال ۲۰۲۶ بخشهای وسیعی از جنوب لبنان در کنترل اسرائیل قرار گرفت.
با وجود این، امروز همان حزباللهی که آغازگر این مسیر بود، خروج اسرائیل را شرط هر توافقی قرار میدهد. گویی میان آغاز درگیری و پیامدهای آن هیچ رابطهای وجود ندارد. این در حالی است که حملات موشکی این گروه، با وجود خسارتهای گستردهای که برای لبنان به همراه داشت، نتوانست توازن قدرت را تغییر دهد یا دستاورد راهبردی ملموسی برای این کشور به ارمغان آورد.
ماجرا به همینجا ختم نشد. حزبالله با شلیک موشک، توافق آتشبس را به چالش کشید و اسرائیل نیز در واکنش، حمله به ضاحیه جنوبی بیروت را از سر گرفت. در ادامه، جمهوری اسلامی ایران با حمله مستقیم به اسرائیل، عملا آتشبس را نقض کرد و بار دیگر منطقه را در آستانه تشدید تنش قرار داد.
بدینترتیب، حزبالله و جمهوری اسلامی ایران در عمل نشان دادند که با هر توافقی که بتواند به تثبیت آرامش و جلوگیری از بازگشت جنگ بینجامد، مشکل دارند. مجموعه این اقدامها این واقعیت را هم آشکار کرد که هر توافقی برای دور نگه داشتن لبنان و منطقه از جنگ، با خطر نقض، فروپاشی و بازگشت به چرخه خشونت روبرو است.
اختلاف نظر میان حزبالله و دولت لبنان درباره توافق آتشبس
از نخستین ساعات پس از اعلام توافق، حزبالله با شلیک موشک نشان داد که همچنان خود را تصمیمگیر نهایی در سرنوشت لبنان میداند. در برابر این رویکرد، ژوزف عون، رئیسجمهوری لبنان، موضعی صریح و قاطع اتخاذ کرد و در پیامی هشدارآمیز به حزبالله، اعلام کرد که این توافق آخرین فرصت برای نجات کشور از چرخه جنگ و بحران است و هر طرفی که آن را رد کند، باید مسئولیت پیامدهایش را بپذیرد.
ساعاتی بعد، نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، در واکنشی متقابل سقف مطالبات را بالا برد و با رد کامل توافق، تاکید کرد که حزبالله تنها به خروج اسرائیل میاندیشد و در موضع خود درباره حفظ سلاحهایش هیچ تغییری نخواهد داد. او مذاکرات با اسرائیل را هم «تحقیرآمیز» و «شرمآور» خواند.
از سوی دیگر، نواف سلام، نخستوزیر لبنان، در نشست هیئت دولت بار دیگر بر موضع ژوزف عون تاکید کرد و خواستار پیشبرد توافق شد؛ توافقی که آن را در راستای منافع ملی لبنان و ضرورتی برای جلوگیری از بازگشت کشور به چرخه جنگ و بیثباتی میداند، اما واقعیت آن است که حزبالله و حامی آن، جمهوری اسلامی ایران، به منافع لبنان اهمیتی نمیدهند. از همین رو، بسیاری از شیعیان مستقل لبنان، از جمله علامه شیخ علی الامین، بر این باورند که منافع لبنان باید بر هر ملاحظه ایدئولوژیک یا منطقهای مقدم باشد و تصمیمگیری درباره سرنوشت کشور تنها در اختیار دولت و نهادهای قانونی آن قرار گیرد.
اولویت حزبالله، منافع جمهوری اسلامی ایران است نه منافع لبنان
علی الامین، روحانی شیعه لبنانی، در اظهاراتی تند، از حزبالله بهشدت انتقاد و تاکید کرد که «وابستگی این گروه به تصمیمهای جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای شکلگیری، ریشهدار و ساختاری بود». او افزود که حزبالله عملا مجری دستوراتی است که خارج از چارچوب حاکمیت لبنان صادر میشود که به گفته او، در چارچوب مفاهیم حقوق بینالملل میتواند مصداق خیانت تلقی شود.
مردم لبنان بر این باورند که مذاکرات میان لبنان و اسرائیل اقدامی ضروری برای توقف خونریزی است. دیدگاهی که علی الامین نیز آن را برای خارج شدن لبنان از چرخه بحران، حیاتی و سرنوشتساز میداند. الامین خاطرنشان کرد که دولت و ملت لبنان هزینه جنگی را میپردازند که خود در شکلگیری آن هیچ نقشی نداشتند.
توافقی از سر اجبار، در سایه ماجراجوییهای حزبالله و رژیم ایران
لبنان، اسرائیل و ایالات متحده در بیانیهای مشترک اعلام کردند که «هیچ قصد خصمانهای علیه یکدیگر ندارند»؛ موضوعی که از آن بهعنوان نقطه عطفی در روابط و پایان یکی از طولانیترین دورههای تنش رسمی در منطقه یاد میشود.
در این بیانیه بر «انحلال گروههای مسلح خارج از چارچوب دولت» هم تاکید شده است؛ بندی که فراتر از خلع سلاح صرف تفسیر میشود و عملا به پایان موجودیت حزبالله بهعنوان یک ساختار نظامی و سیاسی اشاره دارد، نه صرفا محدودسازی تسلیحاتی آن.
یکی از مهمترین بندهای این توافق امضای دولت لبنان بر یک موضع مشترک در محکومیت رویکرد رژیم ایران است؛ موضوعی که بهعنوان چرخشی قابلتوجه در سیاست خارجی لبنان و پایان دورهای از «بیطرفی» سنتی در قبال تهران توصیف میشود.
این توافق سازوکاری با عنوان «مناطق آزمایشی» هم دارد که برای اجرای روند تدریجی و نظاممند انحلال حزبالله است. بر اساس این طرح، ارتش لبنان کنترل انحصاری یک منطقه مشخص را بر عهده میگیرد و در این چارچوب، حزبالله از آن منطقه حذف میشود. در صورت موفقیت این الگو، اجرای آن در سایر مناطق نیز تکرار و بهتدریج گسترش مییابد. با این حال، برخی هشدار میدهند که در صورت شکست این سازوکار، پیامد آن میتواند بهطور غیرمستقیم به افزایش نقش و حضور نظامی اسرائیل در داخل خاک لبنان منجر شود.
این تنها یک سند آتشبس نیست، بلکه چارچوبی اولیه برای بازطراحی توازن قدرت در لبنان و کاهش نقش حزبالله و نفوذ حامی منطقهای آن، جمهوری اسلامی ایران، ارزیابی میشود.
بهصراحت میتوان گفت که رژیم جمهوری اسلامی ایران و حزبالله عملا بازی را باختهاند و باید به این واقعیت اذعان کنند، نه اینکه با ادامه سیاستهای تنشزا، هزینههای انسانی و سیاسی بیشتری بر مردم لبنان و ایران تحمیل کنند، زیرا تداوم این وضعیت چیزی جز قمار بر سر سرنوشت دو ملت در جهت منافع رژیم حاکم بر تهران نیست.

